تبلیغات
برگـ سرخ

برو...!    |   

دسته بندی : دلنوشته ,


دلم که از دست بی وفایی هایت می گیرد...

سر بر شانه ی عکست می گذارم و تا صبح با چشمانت سخن می گویم

دلم که پر می شود از دلتنگی...

به کنار دریا هجوم می برم و اشک های خود را به آغوش دریا می سپارم تا قطرات ناچیز اشکم وسعت دریا را تجربه کنند

دلم که می شکند...

تکه هایش را به دست می گیرم و در باغچه کنار گل های رز دفن می کارم

وقتی خستگی تمام وجودم را در بر می گیرد...

کنار پنجره می ایستم و با تمام وجود نامت را فریاد می زنم

روزی را به خاطر می آورم...

که در چشم های ملتمس و غمگینم خیره شدی و ارام واژه ی خداحافظی را بر زبان جاری کردی

ان روز تا غروب کنار جاده قدم زدم

همان جاده ای که همیشه دوستش داشتی

غروب که شد چشمانم را بستم و کنار جاده نشستم و به تو اندیشیدم

که شبی بارانی در قلبم لانه کردی

برو...

و بی خیال دلی شو که شکسته و دلتنگ توست

برو...

و چشمانت را بر وجود تکه تکه ام ببند

برو..

و التماس هایم را نشنیده بگیر

برو...

عروسکی دیگر را همبازی خود کن

برو...

تا ابد برو...




نظرات (1) نویسنده: الیاس پنجشنبه 27 تیر 1392 - 11:08 ب.ظ

جدیدترین مطالب ما

» saeed ( شنبه 19 اردیبهشت 1394 )
» tabrik eid ( دوشنبه 3 فروردین 1394 )
» عواقب کمبود شوهر(عکس) ( پنجشنبه 7 شهریور 1392 )
» [ پست ثابت و اطلاعیه وبلاگ ] ( سه شنبه 5 شهریور 1392 )
» بابای ( سه شنبه 5 شهریور 1392 )
» سه تا از باحال ترین بوها...!!! ( جمعه 1 شهریور 1392 )
» کادو تولد! ( جمعه 1 شهریور 1392 )

نظرسنجی

مطالب کدوم ما بهتره؟!



آمار بازید

بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 3
بازدید این ماه : 25
بازدید ماه قبل : 64
کل بازدید ها : 4527
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب : 1
آخرین بروز رسانی :